تبلیغات
مطالب جالب- اس ام اس -طنز-دانستنی ها

قالب وبلاگ


مطالب جالب- اس ام اس -طنز-دانستنی ها
سلام به وبلاگ خودتون خوش امدید 
نویسندگان
احساساتتان را بیان کنید.
هیجانات و احساساتی که سرکوب یا
پنهان شده باشند به بیماری‌هایی
نظیر ورم معده، زخم معده، کمر درد
و درد ستون فقرات منجر می‌شوند.
سرکوبی احساسات به مرور زمان حتی
می‌تواند به سرطان هم بیانجامد.
در آن زمان است که ما به سراغ یک
محرم می‌رویم و رازها و خطاهای
خود را با او در میان می‌گذاریم!

ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب جالب و خواندنی،
[ جمعه 15 دی 1391 ] [ 08:46 ب.ظ ] [ امید ]
بیل گیتس:
اگر فقیر به دنیا آمده‌اید، این اشتباه شما نیست اما اگر فقیر بمیرید، این اشتباه شما است.
 
سوآمی ویوکاناندن:
در یک روز، اگر شما با هیچ مشکلی مواجه نمی‌شوید، می توانید مطمئن باشید که در مسیر اشتباه حرکت می‌کنید.
 
آدولف هیتلر
اگر تو برنده باشی، نیازی نیست به کسی توضیحی دهی، اما اگر بازنده باشی، نیازی نیست آنجا باشی تا به کسی توضیحی دهی

ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب جالب و خواندنی، دانستنیها(ایا می دانید؟)، شعر و ادب، حکایت قدیمی،
[ پنجشنبه 14 دی 1391 ] [ 08:46 ب.ظ ] [ امید ]
با پول می شود
خانه خرید ولی آشیانه نه،

رختخواب خرید ولی خواب نه،

ساعت خرید ولی زمان نه،

می توان مقام خرید ولی احترام نه،

می توان کتاب خرید ولی دانش نه،

دارو خرید ولی سلامتی نه،

ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب طنز، مطالب جالب و خواندنی،
[ چهارشنبه 13 دی 1391 ] [ 08:44 ب.ظ ] [ امید ]
من در ابتدا خداوند را یک ناظر ، مانند یک رئیس یا یک قاضی میدانستم که دنبال شناسائی خطاهائی است که من انجام داده ام و بدین طریق خداوند میداند وقتی که من مردم ، شایسته بهشت هستم و یا مستحق جهنم ...!

وقتی قدرت فهم من بیشتر شد ، به نظرم رسید که گویا زندگی تقریبا مانند دوچرخه سواری با یک دوچرخه دو نفره است و دریافتم که خدا در صندلی عقب در پا زدن به من کمک میکند...

نمیدانم چه زمانی بود که خدا به من پیشنهاد داد جایمان را عوض کنیم... از آن موقع زندگی ام بسیار فرق کرد ، زندگی ام با نیروی افزوده شده او خیلی بهتر شد ، وقتی کنترل زندگی دست من بود من راه را میدانستم و تقریبا برایم خسته کننده بود ولی تکراری و قابل پیش بینی و معمولا فاصله ها را از کوتاهترین مسیر میرفتم...
 

اما وقتی خدا هدایت زندگی مرا در دست گرفت ، او بلد بود...
از میانبرهای هیجان انگیز و از بالای کوهها و از میان صخره ها و با سرعت بسیار زیاد حرکت کند و به من پیوسته میگفت :
« تو فقط پا بزن »

من نگران و مضطرب بودم پرسیدم « مرا به کجا می بری ؟ »
او فقط خندید و جواب نداد و من کم کم به او اطمینان کردم !

وقتی میگفتم : « میترسم » ، او به عقب بر میگشت و دستم را میگرفت و میفشرد و من آرام میشدم ...

او مرا نزد مردم میبرد و آنها نیاز مرا به صورت هدیه میدادند و این سفر ما ، یعنی من و خدا ادامه داشت تا از آن مردم دور شدیم ...

خدا گفت : هدیه را به کسانی دیگر بده و آنها بار اضافی سفر زندگی است و وزنشان خیلی زیاد است ، بنابراین من بار دیگر هدیهها را به مردمانی دیگر بخشیدم و فهمیدم
« دریافت هدیه ها بخاطر بخشیدن های قبلی من بوده است »
و با این وجود بار ما در سفر سبکتر است ...

من در ابتدا در کنترل زندگی ام به خدا اعتماد نکردم ، فکر میکردم او زندگی ام را متلاشی میکند ، اما او
اسرار دوچرخه سواری « زندگی » را به من نشان داد
خدا میدانست چگونه از راههای باریک مرا رد کند و از جاهای پر از سنگلاخ به جاهای تمیز ببرد و برای عبور از معبرهای ترسناک ، پرواز کند...

و من دارم یاد میگیرم که ساکت باشم و در عجیبترین جاها فقط پا بزنم
 
 
من دارم ازدیدن مناظر و برخورد نسیم خنک به صورتم در کنار همراه دائمی خود « خدا » لذت میبرم و من هر وقتی نمیتوانم از موانع بگذرم
 
 
او فقط لبخند میزند و میگوید :  پا بزن...



طبقه بندی: مطالب جالب و خواندنی،
[ دوشنبه 11 دی 1391 ] [ 12:32 ق.ظ ] [ امید ]

هیچ وقت با کسی بیشتر از جنبه اش شوخی نکن
“حرمت ها شکسته میشود”
هیچ وقت به کسی بیشتر از جنبه اش خوبی نکن

“تبدیل به وظیفه میشود”



طبقه بندی: مطالب جالب و خواندنی،
برچسب ها: متن، وظیفه، حرمت، جنبه، استاتوس،
[ یکشنبه 10 دی 1391 ] [ 12:13 ق.ظ ] [ امید ]
زمان قدیم:
مرد:ضیعیفه شام چی داریم؟
زن:ببخشید آقا دستم به بچه بند بود نتونستم آبگوشت سفارشیتونو درست کنم

بعد زنه تا میومد بجنبه یه کشیده میخورد، 3 بار دور خودش میچرخید!

 زمان حال:
مرد:ببخشید بانو میتونم بپرسم شام چی دوست دارید درست کنم؟
زن:اول اون تن لشتو از رو مبل جم کن و بعدش برو بچه رو عوض کن
درضمن من رژیم دارم
بعد مرده تا میاد بجنبه یه کشیده میخوره که 30 بار دور خودش میزنه!



طبقه بندی: مطالب جالب و خواندنی،
برچسب ها: فیسبوک، facebook، زن، حال، مرد، رژیم، بچه،
[ شنبه 9 دی 1391 ] [ 12:12 ق.ظ ] [ امید ]
هزاران سال با فطرت نشستم
به او پیوستم و از خود گسستم

ولیکن سرگذشتم این سه حرف است
تراشیــــدم......پرستـیــــدم....شکســـتــم

(اقبال لاهوری)



طبقه بندی: مطالب جالب و خواندنی، اس ام اس سرکاری، اس ام اس شب، شعر و ادب،
برچسب ها: مطلب جالب، فیسبوک،
[ جمعه 8 دی 1391 ] [ 12:11 ق.ظ ] [ امید ]
بزرگترین کابوس یه دختر چیه؟
.
.
.
ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮﺵ ﺳﺮﺵ ﻫﻮﻭ ﺑﯿﺎﺭﻩ؟ ﻧﻪ
ﺷﺎﺭﮊ موبایلش ﺗﻤﻮﻡ ﺑﺸﻪ؟ ﻧﻪ
ﺷﺐ ﺩﯾﺮ ﺑﺮﺳﻪ ﺧﻮﻧﻪ؟ ﻧﻪ
ﺑﺮﺍﺵ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭ ضایع ﺑﯿﺎﺩ؟ ﻧﻪ

ﭘﺲ ﭼﯽ .....؟؟
.
.
ﭘﺴﻮﺭﺩ ﻓﯿﺲ ﺑﻮک اﺵ ﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ
ﭘﺴﺮﺵ ﯾﺎ ﺩﺍﺩﺵ ﺑﺪﺯﺩﻩ؟ ﻧﻪ
.
ﭘﺲ ﭼﯽ؟؟؟
.
.
.
ﭘـــــــــــــــــــــﺎﺭﮎ ﺩﻭﺑــــــــﻞ !



طبقه بندی: مطالب جالب و خواندنی، مطالب طنز،
برچسب ها: پارک دوبل، دختر، دوست پسر، فیسبوک، facebook،
[ چهارشنبه 6 دی 1391 ] [ 12:10 ق.ظ ] [ امید ]
!!! حقیقت وحشتناک !!!
 


ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب جالب و خواندنی،
[ سه شنبه 5 دی 1391 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ امید ]
حتی تظاهر به شادی نیز برای دیگران شادی بخش است ...

چارلی چاپلین



طبقه بندی: مطالب جالب و خواندنی، مطالب طنز،
برچسب ها: چارلی چاپلین،
[ دوشنبه 4 دی 1391 ] [ 12:09 ق.ظ ] [ امید ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 17 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

از چی بگم برات؟

انتظار داری چه چیزی از جیب من درآد؟
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
Online User
داستان روزانه
ابزاروبلاگ . محل زندگی شما
بک لینک طراحی سایت